مشاهیر شهرستان بیجار

استاد رضا علی چراغعلی پور 


استاد رضا علی چراغعلی پور فرزند علی در سال 1317 خورشیدی در بیجار متولد شد ، تحصیلات ابتدایی را در دبستان شاپور بیجار با مدیریت شادروان مرحوم « سید احدالله فرزانه » تمام كرد و دوره ی اول و دوم متوسطه را در دبیرستان پهلوی با مدیریت زنده یاد مرحوم « محسن خان حكمت منش » در سال 1338 در رشته ی ادبی به پایان رسانید و به اخذ مدرك دیپلم ادبی نائل گردید . جای یادآوری است كه مرحوم فرزانه و حكمت منش از فرهنگیان با سابقه و خوشنام و از بنیانگذاران مدارس نوین بیجار بودند ؛ یاد وخاطره ی آنها گرامی باد .

او در همان سال به سمت آموزگاری ، به استخدام اداره ی آموزش و پرورش درآمد و مدت پنج سال در روستاهای تابعه تدریس نمود و در سال 1343 به شهر منتقل و به سمت دبیری دبیرستان های بیجار منصوب و به تدریس ادبیات فارسی ، عربی ، فلسفه ، منطق و علوم دینی پرداخت . در سال 1349 به تبریز منتقل و در دانشگاه آذرآبادگان در رشته ی زبان و ادبیات فارسی به تحصیل ادامه داد و در سال 1354 با امتیاز رتبه ی اول از بین تمام دانشجویان رشته زبان و ادبیات فارسی در دانشگاههای ایران به اخذ درجه ی لیسانس نائل گردید و در همان سال به زادگاه خود « بیجار » با هدف خدمت مراجعه نمود و با تجربه ی فراوان و اندوخته های مطالعاتی خود در خدمت جوانان بیجار در دبیرستان هابه تدریس ادامه داد و در پاییز 1364 با 25 سال سابقه ی خدمت فرهنگی ، با تقاضای خودش به افتخار بازنشستگی نائل آمد و از آن پس به كار و فعالیت در زمینه های مختلف ، عمر خود را وقف خدمت به مردم آگاه بیجار نموده است . ایشان به علت صداقت در عمل و جّد و جهد فراوان در انجام وظیفه ، بارها و بارها مورد تشویق مقامات و مدیران كل و رؤسای ادارات آموزش و پرورش قرار گرفته و به دریافت نشان لیاقت وزارتی مفتخر شده است . وی در دوران خدمت و پس از آن هیچ گاه از راهنمایی و رفع مشكلات درسی محصلین دبیرستانها ، دانشجویان دریغ نمی نمو دند .این استاد فرزانه كه برای تمام فر هنگیان و فرهیختگان غرب كشور چهره ای آشنا به شمار مىرود , در اردیبهشت ما ه 1383 بعد از عمری تلاش و نیكنامی , جان به جان آفرین تسلیم نمود, روحش شاد و یادش گرامی باد .

مرحوم چراغعلی پور مجموعه اشعاری در مضامین و قالب های مختلف سروده و چند كتاب داستان را نیز تصنیف نموده كه هیچ كدام به چاپ نرسیده است .

نمونه ی اشعار : غزلی به یاد حافظ

ما نظر باز به هر سو نظری باز كنیم 
شاهبازیم و به عالم همه پرواز كنیم 

عاشقانیم و جفا دیده ی هر تیر بلا 
جنگ ،با وسوسه شعبدة پرداز كنیم 

قدحی زآن می خوبان به كف آریم بسی 
سركشی را ز طرب با فلك آغاز كنیم 

طلب وصل و هم آغوشی دلدار همین 
آرزویی است خدایا به تو ابراز كنیم 

نیست آن یار مگر جلوه گه اهل نظر 
كه به حسن نظرش،چنگ سخن ساز كنیم 

مهرورزیم و در این ره چوما را ره نیست 
كی توانیم همی كشف چنان راز كنیم 

پیرو مكتب عشقیم و در اقلیم وجود 
جان فدای نفس حافظ شیراز كنیم 

گذر عمر 

آن پیر ! با كوله بار خاطره با قد منحنی ، 
با موی و ریش از گذر سالها سپید ،
... از ره رسید . بر كنده ی درخت كهنسال تكیه زد ، 
... آهی ز دل كشید . 
دستی به روی كنده كشید و شمار كرد ، 
هفتاد حلقه ی عمر درخت بریده راه ؛

یك لحظه غوطه خود در اعماق خاطرات ، 
تا بنگرد قباله ی عمر رمیده را ؛ 

چون تازه كرد جلوه ی هفتاد عید را ، 
اشكی به خاك تیره ی دنیا فشاند و گفت : 

باید برید از همه عالم امید را .



استاد علی اصغر فریدونی  


علی اصغر فریدونی در سال 1326 در شهرستان بیجار دیده به جهان گشود ، تحصیلات ابتدایی و سیكل اول دبیرستان را در بیجار و سیكل دوم را درهمدان به پایان رساند و در مدت تحصیل در همدان ، از راهنماییهای شاعر بلند پایه ی كرد ، مرحوم استاد گلشن كردستانی بهره ها برد و پس از اخذ دیپلم به دانشگاه تبریز راه یافت و از محضر اساتید بزرگی همچون دكتر منوچهر مرتضوی ، ادیب طوسی ، ترجانی زاده ، قاضی طباطبایی و دكتر خیامّپور بهره های فراوان برد و به اخذ مدرك لیسانس در رشته ی زبان و ادبیات فارسی موفق گردید . او پا به پای تحصیلات دانشگاهی در انجمن ادبی شهریار تبریزی از محضر شاعر بزرگ معاصر استاد سید محمد حسین شهریار و دیگر شاعران آن دیار از جمله : یحیی شیدا مدیر روزنامه ی مهد آزادی و مفتون امینی ، استفاده ی فراوان برد و در شاعری تخلص « آرش » را برگزید . پس از فراغت از تحصیل ، در زادگاه خویش شغل دبیری را انتخاب نمود و اكنون یكی از دبیران موفق دبیرستان های بیجار در رشته ی ادبیات فارسی است .

از آقای فریدونی اشعاری پراكنده در مطبوعات كشور به چاپ رسیده است و ایشان ، اكنون كتابی درباره ی امیر نظام گروسی در دست تألیف دارد .


نمونه ی اشعار : تضمینی از یك غزل حافظ

« فراق »

دلم گرفت ز بس دیده ام فراق 
غبار راه شدم بعد كاروان فراق 

مرا هواست كه گویم ز داستان فراق 
« زبان خامه ندارد سر بیان فراق » 
« و گرنه شرح دهم با تو داستان فراق »

در آرزوی تو ای یا بی نظیر و مثال 
مرا کشت بسی روز و ماه و هفته و سال 

فغان كه بود سرورم همه سرور محال 
« دریغ مدت عمرم كه بر امید وصال »
« به سر رسید و نیامد به سر زمان فراق »

دو چشم خود كه به به دیدنش نیالودم 
تنم كه جز به ره عاشقی نفرسودم 

دلم ، كه كلبه ی شعر و ترانه ی بنمودم 
« سرم ، كه بر سر گردون به فخر می سودم 
« براستان كه نهادم بر آستان فراق »

در آرزوی چه دیگر زند دلم پر و بال ؟ 
كدام امید تواند مرا كند خوشحال ؟ 

چگونه قصه سرایم فسرده و بی حال ؟ 
« چگونه باز كنم بال در هوای وصال ؟ »
« كه ریخت مرغ دلم پر در آستان فراق » 

نشست كشتی آمال من به مردابی 
كسی بر آتش دل از وفا نزد آبی 

فسرد مرغ دلاویز دل زهر تابی 
« كنون چه چاره كه در بحر غم به مردابی »
« فتاده زورق صبرم ز بادبان فراق »

نماند بهر من ای همرهان ندیم و حبیب 
خبر ز درد دل من نیافت هیچ طبیب 

ز زندگی نشینیدم بجز ریا و فریب 
« رفیق خلیل خیالیم و همنشین شكیب »
« قرین آتش هجران و هم قران فراق »

به دل نماند آرزوی هیچ دیار 
ز بس كشید دلم انتظار یك دیدار 

ز درد عشق شدم آتش فسرده شرار 
« ز شور شوق دلم شد كباب و دور از یار »
« مدام خون جگر می خورم ز خوان فراق »

منم چو سالك گم كرده ره به معبر عشق 
حدیث گم شده در خاطرات و دفتر عشق 

شد آسمان دلم روشنا از اختر عشق 
« فلك چو دید سرم را اسیر چنبر عشق »
« ببست گردن صبرم به ریسمان فراق »

به جان « آرش » عاشق شرر شدی حافظ 
مرا امید شدی بال و پر شدی حافظ 

به راه عشق مرا راهبر شدی حافظ 
«به پای شوق گر این ره به سر شدی حافظ»
« به دست هجر ندادی كسی عنان فراق »



نگاهی گذرا به زندگی و زمانه امیر نظام گروسی

نگاهی گذرا به زندگی و زمانه امیر نظام گروسی
حسنعلی خان امیر نظام گروسی از مردان نیکنام عهد ناصری و جزء رجال کارآمد و لایق ایران در دوره قاجاریه به شمار می رود، او مردی کاردان، با کفایت و علاقه مند به ترقی و اصلاح جامعه بود و در طول ۶۴ سال داشتن مصدر خدمات مهم کشوری از هیچ کوششی جهت اعتلای ایران فروگذار نکرد.

حسنعلی خان امیر نظام گروسی از مردان نیکنام عهد ناصری و جزء رجال کارآمد و لایق ایران در دوره قاجاریه به شمار می رود، او مردی کاردان، با کفایت و علاقه مند به ترقی و اصلاح جامعه بود و در طول ۶۴ سال داشتن مصدر خدمات مهم کشوری از هیچ کوششی جهت اعتلای ایران فروگذار نکرد. حسنعلی خان امیر نظام گروسی از کردهای طایفه کبودوند گروس در سال ۱۲۳۶ یا ۱۲۳۷ ق در بیجار مرکز ولایت گروس به دنیا آمد. مادرش اصالتاً ارمنی و پدرش محمدصادق خان جزء رجال بزرگ دربار فتحعلی شاه بود. ۱ سیره نویسان و مورخان دوره قاجار، اصل و نسب او را تا سدۀ سوم اسلامی به عقب برده اند. از جمله نقل کرده اند که امام رضا (ع) هنگام عزیمت از مدینه به طوس به خانۀ «امیر عزالدّین» از اجداد امیر نظام که رئیس طایفه گروس بوده نزول فرموده است. ۲ بعضاً قائل براینند که نیاکان وی بیش از هفتصد سال، پشت در پشت رئیس ایل و حاکم گروس بودند و از دورۀ صفویه تا قاجاریه مناصب سیاسی، نظام و درباری را بر عهده داشتند. ۳

حسنعلی خان بر اثر استعداد و لیاقت ذاتی تقریباً از هفت سالگی بسیاری از علوم زمانۀ خود را فرا گرفت و توانست توجه اطرافیان را به خود جلب نماید. ۴ وی در سال ۱۲۵۲ق با دریافت درجه سرهنگی به عنوان فرمانده افواج گروس منصوب شد و در سال ۱۲۵۳ با همین سمت در اردوی محمد شاه در محاصره هرات شرکت کرد و از خود لیاقت خوبی نشان داد. ۵ از سال ۱۲۵۴ تا ۱۲۵۷ ق حسنعلی خان به همراه افواج گروس به محافظت از ارگ تبریز مأمور گشت و از سال ۱۲۵۷ق تا ۱۲۹۵ق برای محافظت از سرحدات کرمانشاه در برابر عثمانی انتخاب شد. ۶

در سال ۱۲۶۰ق با نسبت دادن پدرکشی به وی، او را از کار برکنار کردند که در همین زمان حاج میرزا آقاسی صدراعظم محمد شاه نظر به عداوتی که با خانواده حسنعلی خان داشت (چنانکه خود امیر نظام در چند نامه اش به آن اشاره می کند)، حکومت موروثی گروس را از دست خاندان حسنعلی خان گرفته و به ابراهیم خان سرتیپ سلماسی سپرد. ۷

در سال ۱۲۶۴ق ناصرالدین شاه که به تخت نشست و امیرکبیر را به عنوان صدراعظم برگزید حسنعلی خان نیز توانست به کمک امیرکبیر حکومت از دست رفته گروس را مجدداً به خاندان خود برگرداند و بار دیگر ریاست افواج گروس را بر عهده گرفت. ۸

در سال ۱۲۶۵ ق حسنعلی خان جهت سرکوبی فتنه سالار راهی خراسان شد و توانست موفقیتی به دست آورد، اندکی بعد از فتنه سالار در سال ۱۲۶۶ ق حسنعلی خان به صوابدید امیرکبیر مأمور سرکوبی ملا محمدعلی زنجانی از پیروان باب در زنجان شد و به مناسبت موفقیت در این مأموریت به مقام جنرال آجودانی شاه رسید. ۹

در سال ۱۲۶۷ ق حسنعلی خان جزء ملتزمین رکاب ناصرالدین شاه در سفر به اصفهان بود. به نظر می رسد حسنعلی خان در همین سفر و در اردوگاه سلطانیه کتاب پندنامه یحیویه را برای پسرش یحیی خان به نگارش درآورده است. پس از بازگشت به تهران مدتی ریاست افواج گارد سلطنتی را برعهده گرفت. ۱۰ در سال ۱۲۷۱ ق با داشتن مقام ریاست افواج گروس برای بازگرداندن نظم و امنیت به مشهد مأمور انتظامات آن شهر شد. ۱۱

در سال ۱۲۷۲ ق حسنعلی خان با سپاه خود به همراه حسام السلطنه والی خراسان عازم تسخیر هرات شد، پس از محاصره طولانی، هرات را فتح کردند و حفاظت از هرات را برعهده حسنعلی خان گذاشتند. ۱۲ در سال ۱۲۷۳ حسنعلی خان به دلیل خدمات شایسته ای که انجام داده بود به تهران فرا خوانده شد و مورد التفات شاه قرار گرفت. ۱۳

در سال ۱۲۷۳ ق به دلیل اعتراض دولت انگلستان نسبت به فتح هرات، سرچارلز موره وزیر مختار انگلیس در ایران، برای نشان دادن اعتراض خود تهران را ترک کرد و به بغداد رفت، بعد از اندک مدتی که بین ایران و انگلیس صلح پاریس منعقد شد، دولت مرکزی حسنعلی خان را مأمور بازگرداندن سرچارلز موره به ایران کرد، وی در این مأموریت نیز لیاقت و شایستگی خود را نشان داد، در همین سال حفاظت از بیوتات و خزانه شاهی به مدت یک سال، یعنی تا ۱۲۷۵ ق به وی واگذار شد. ۱۴

در سال ۱۲۷۵ ق پس از عزل اعتمادالدوله نوری صدراعظم و مراجعت فرخ خان امین الدوله ایلچی مخصوص دولت ایران در دربار کشورهای اروپایی، حسنعلی خان گروسی به عنوان وزیر مختار از طرف سعید خان انصاری وزیر امور خارجه و به درخواست ناصرالدین شاه به اروپا (پاریس) مأمور شد. در این مأموریت وی سرپرستی ۴۲ نفر دانشجوی ایرانی را که قصد ادامه تحصیل به سبک اروپایی را داشتند بر عهده گرفت و از هیچ کوششی جهت یاری دادن به آنها دریغ نمی کرد. ۱۵

در سال ۱۲۷۶ ق به عنوان مأمور فوق العاده و وزیر مختار مخصوص در پاریس انتخاب شد. سفارت حسنعلی خان در اروپا هفت سال طول کشید. وی علاوه بر وظایفش در سفارت بیشتر اوقات خود را صرف بازدید از کارخانجات، مدارس، بیمارستانها و ... می کرد. ۱۶ در همین دوران مورد توجه زمامداران اروپایی قرار گرفت و توانست از آنها نشانهای دولتی دریافت نماید، از جمله نشان «سنت موریس» و «سنت لازار» از ایتالیا «عقاب سفید» از آلمان، «لوژیون دونور» از فرانسه، «لئوپلد» از بلژیک، « دانبرک» از دانمارک، «کوردون» از روسیه و «مجیدیه» از عثمانی را از آن خود کرد. ۱۷

در سال ۱۲۸۱ ق برای مدت کوتاهی به تهران آمد و مجدداً با همان سمت به پاریس برگشت اما بعد از یک سال ۱۲۸۲ ق به علت مختل شدن مزاجش به ایران بازگشت و در سال ۱۲۸۳ ق با تأسیس دارالشوری کبری به عضویت آن پذیرفته شد و به مدت ۵ سال در این مقام باقی ماند. ۱۸ در سال ۱۲۸۷ ق فرزند ارشدش یحیی خان که فرمانده فوج گروس در کرمان بود وفات یافت و حسنعلی خان را در ماتم فرو برد. ۱۹

در همین سال ۱۲۸۷ ق سپهسالار وزیر مختار ایران در استانبول به ایران بازگشت و به صدراعظمی ناصرالدین شاه برگزیده شد. حسنعلی خان به جای وی در سال ۱۲۸۸ ق به سفارت استانبول فرستاده شد، مدت اقامتش ۱۴ ماه به طول انجامید. در این مدت حسنعلی خان با زیرکی تمام از سیاست ایران در برابر عثمانیها دفاع کرد، نهایتاً در سال ۱۲۸۹ ق ضعف مزاج خود را در آب و هوای استانبول بهانه کرد و به ایران بازگشت. ۲۰

در سال ۱۲۸۹ ق به عنوان وزیر فواید عامه در دولت سپهسالار منصوب و به عضویت شورای وزیران نیز پذیرفته شد و همچنین به درجه امیر تومانی نائل آمد. علی رغم بی برنامگی و بی نظمی که در آن دوران، در امور اداری وزارتخانه ها رایج بود حسنعلی توانست اقدامات نسبتاً مهمی در زمینه اصلاحات انجام دهد از جمله می توان به فعالیتهای عمرانی و زیربنایی، همچون ایجاد شبکه راه آهن و راه سازی اشاره کرد. ۲۱ در سال ۱۲۹۰ ق ناصرالدین شاه که به تشویق سپهسالار عازم اروپا شد، حسنعلی خان با سمت وزیر فواید عامه از جمله ملتزمین رکاب وی بود. ۲۲

یکی از وقایع مهم دوران سلطنت ناصرالدین شاه طغیان اکراد به رهبری شیخ عبیدالله شمزینی و حمزه آقا منگور در مناطق آذربایجان، ساوجبلاغ در سال ۱۲۹۷ ق بود که دولت مرکزی به کرات، به دفع آنها اقدام کرد اما نتیجه ای در بر نداشت، نهایتاً دولت مرکزی تصمیم گرفت این بار نیز از فراست و زکاوت حسنعلی خان در دفع این فتنه استفاده کند و حسنعلی خان هم در مقام وزیر فواید عامه این مأموریت را پذیرفت و در چندین نوبت اکراد را گوشمالی داد تا اینکه در سال ۱۲۹۸ق با اقداماتی حساب شده توانست حمزه آقامنگور، رهبر شورشیان را به قتل رساند و سبب دفع فتنه وفساد در آن منطقه گردد. ۲۳

قتل حمزه آقا مورد اعتراض دولت روسیه واقع شد و حسنعلی خان مشروحه ای مفصل در جواب آنها به علاءالدوله امیر نظام نوشت که به حق دندان شکن بود. ۲۴ در سال ۱۲۹۹ ق حسنعلی خان با دریافت یک قبضه شمشیر مرصع و لقب سالار عسکری از ناصرالدین شاه به ریاست قشون آذربایجان منصوب گردید.

در سال ۱۳۰۰ ق بعد از مرگ محمدرحیم خان علاءالدوله «امیر نظام» به پیشنهاد مظفرالدین میرزا ولیعهد آذربایجان، تصدی امور پیشکاری آذربایجان به حسنعلی خان داده شد و لقبش را به «سالار لشکر» ارتقاء دادند. ۲۵ مهمترین اقدام حسنعلی خان در این برهۀ زمانی یاری دادن به حاج میرزا حسن رشدیه در تأسیس مدرسه رشدیه در تبریز بود. ۲۶ در سال ۱۳۰۳ ق ولیعهد مظفرالدین میرزا با اعطای شمشیر مرصعی به حسنعلی خان او را به لقب امیر نظام مفتخر کرد. ۲۷

از وقایع مهم دیگر دوران پیشکاری امیرنظام در آذربایجان مسئله امتیاز رژی و شورش مردم تبریز علیه این قرارداد در سال ۱۳۰۹ بود، که امیر نظام در مقام والی شهر، از اجرای دستور ولیعهد جهت تیراندازی به سمت مردم تمرّد کرد، به دنبال آن در همان سال او را از پیشکاری آذربایجان عزل و به تهران احضار کردند و مورد بازخواست قرار دادند، بعد از مدتی بنا به درخواست ناصرالدین شاه امیر نظام را با همین سمت پیشکاری برای آذربایجان پیشنهاد دادند. اما امیرنظام سلامت مزاج و پیر شدن خود را بهانه کرد و از این امر صرف نظر نمود. ۲۸

امیرنظام پس از استعفا از پیشکاری آذزبایجان و آمدن به تهران، مدت دو ماه بیکار بود تا اینکه در ۱۳۱۰ ق برای بار دوم به حکومت کردستان، کرمانشاهان، گروس، همدان و مناطق همجوار منصوب شد. ۲۹ وی از همان ابتدای ورود در این مناطق دست به اقداماتی اصلاحی زد که بسیاری از منابع آن دوره و همچنین منابع محلی اقدامات و صفات حمیده او را مورد ستایش قرار داده اند. ۳۰ در سال ۱۳۱۲ ق بعد از دفع آشوبها و شورشها بنا به ضرورت امیرنظام را از حکومت کردستان و کرمانشاهان عزل و به تهران احضار کردند تا به حکومت نواحی چون خراسان یا شیراز که دچار نابسامانی شده بودند فرستاده شود، اما نهایتاً نتیجه ای حاصل نشد. ۳۱

در سال ۱۳۱۳ق مجدداً برای سامان دادن به مناطق کردستان و کرمانشاه به آن ولایات برگشت و در سال ۱۳۱۴ق مأمور دفع اغتشاشات همدان و متعاقب آن کردستان شد در همین دوران پسرش عبدالحسین خان سالارالملک را از سوی خود نایب الحکومه کردستان کرد، و خود مجدداً به پیشکاری ولیعهد محمدعلی میرزا به جای میرزا علی خان امین الدوله به اذربایجان رفت. ۳۲

یکی از مسائل مهم پیشکاری مجدد امیر نظام در تبریز در سال ۱۳۱۶ ق قحطی نان بود که بزرگان و انبارداران وابسته به دربار گندم را احتکار کرده و به فروش نرساندند و این موجب اعتراض مردم در خیابانها و قتل عام بسیاری شد، نهایتاً این شورش به دستور محمدعلی میرزا ولیعهد و به دست امیر نظام گروسی خاموش شد و توانستند مشکل را تا حدودی حل کنند، اما این بار امیر نظام بر خلاف دوره پیشکاری مظفرالدین میرزا که مدتی طولانی در آذربایجان بود، دو سال بیشتر دوام نیاورد، چرا که بین ولیعهد و او اختلاف بالا گرفت و نهایتاً به دلیل نامساعد بودن اوضاع و کبر سن در ذیقعدۀ ۱۳۱۶ از پیشکاری آذربایجان استعفا کرد و از راه قفقاز و ترکستان به تهران رفت. ۳۳

مقارن استعفای امیر نظام از پیشکاری آذربایجان اوضاع ولایت کرمان بر اثر خشکسالی و نیز بی تدبیری آصف الدوله بسیار آشفته بود، پس دولت مرکزی حسنعلی خان را که در دوران کهولت به سر می برد به والی گری کرمان و بلوچستان منصوب کرد، وی در سال ۱۳۱۷ ق وارد شهر شد و مردم در نهایت شور و شعف به استقبالش آمدند. امیرنظام در این ولایات نیز دست به اقدامات اصلاحی زد، به طوری که در کمتر از شش ماه اوضاع آشفته کرمان سر و سامان پیدا کرد. ۳۴

بالأخره در پنجم رمضان ۱۳۱۷ ق امیرنظام گروسی در سن ۸۱ سالگی دیده از جهان بست و بنا به وصیت خودش در ماهان کرمان در جوار شاه نعمت الله ولی در مقبره ای که برای خود بنا کرده بود به خاک سپرده شد. ۳۵

امیرنظام در کنار تدابیر سیاسی ـ نظامیش، شخصی صاحب ذوق، شعردوست، سخن شناس، ادیب، فاضل و از جمله نویسندگان چیره دست بود که در شیوه نگارش و انشاء خط روشی ابتکاری و منحصر به فرد به نام «شیوۀ امیرنظام» را برای خود برگزید. همچنین از وی دو اثر ارزنده ادبی به صورت مکتوب به نامهای منشآت و پندنامه یحیویه به جای مانده است که هر کدام نمونه ای از کمال و پختگی و شیوه نگارش او می باشد.

حسنعلی خان امیرنظام گروسی جزء معدود رجال خوشنام و درستکار و در عین حال پر نفوذ دوره قاجاریه به شمار می رود، که همواره مورد لطف و عنایت بی چون و چرای همگان از شاه گرفته تا پایین ترین رتبه های درباری و دولتی بوده است. امیر نظام ۶۴ سال از عمر خویش را به طور مستمر در امورات مختلف سیاسی ـ نظامی و فرهنگی صرف خدمت به این سرزمین کرد، در حالی که در این دوره طولانی خدمت، او از بیان حقیقت هیچ باکی نداشته و کوچکترین خیانتی از او نسبت به حکومت مشاهده نشد. او فردی ملی گرا ودر عین متجدد و اصلاح طلب و آشنا به فرهنگ نوین غرب بود. با وجود اینکه مدتی در اروپا زندگی کرد، اما هیچگاه ظواهر زیبای تمدن غرب او را فریب نداد و همچنان سنتهای ایرانی را در هر جایگاه و مکانی که بود حفظ می کرد.